X
تبلیغات
شهر ماکت - جنگ افزار

شهر ماکت

فروشگاه ماکت های کاغذی

سیر تکاملی سلاح 3

سیر تکاملی سلاح 3

 

پیدایش سلاح های تدافعی  

 

 

با تغییر نوع زندگی انسانها به کشاورزی ، انسانهای کشاورزبه زمین مزروعی خود وابسته شدند و زندگی پر تحرک و سبکبار زندگی کوچ نشینی راازدست داده و به علت نیاز دائمی مراقبت اززمین کشاورزی وآبیاری مستمربه جای زندگی درچادرهای موقتی به ساخت خانه های دائمی ومقاوم روآورد.

مشکلات زندگی کشاورزی به مردم یاد داد که نمی توان به تنهایی زندگی کرد و زندگی گروهی گره گشا خواهد بود بنابراین با ایجاد چندین خانه دائمی دریک منطقه کوچک روستاهای کوچکی به وجود آمد که درآن کشاورزان درمواردی مثل کشت ، آبیاری ، حفاظت ازمزرعه و. . . باهم تعامل مثبت داشتند.

باتغییر زندگی انسان مفاهیمی مثل دفاع واسلحه و. . . هم دچار تغییر شدند، دفاع ازمزرعه دربرابر حیوانات وحشی وحتی اهلی ، دفاع ازاندوخته های غذایی که حاصل حداقل 6 ماه کار مداوم وضامن بقای آنها درفصول سرد سال بود و دهها موارد دیگر موضوعات جدیدی بودند .

با ایجاد انبارهای غذایی دائم برای گذراندن فصول سرما انگیزه ای تازه برای افرادی ایجاد شد که تمایلی برای زندگی پر زحمت نداشتند، به این افراد باید کوچ نشینان ودامداران خسارت زده ای راهم افزود که برای زنده ماندن تلاش می کردند و برای آنها هم این انبارها هدفهای مناسب و سهل الوصولی بود.

متاسفانه انسان کشاورز به علت نوع زندگی خود تحرک وجنگ آوری خود رادراثر عدم استعمال سلاح درزندگی روزمره (برخلاف کوچ نشینان ، دامداران وراهزنان که باسلاح خود زندگی می کردند) ازدست داده بود ودرشرایط برابر مقابل مهاجمان آسیب پذیر شدیدی داشت وعلاوه بر این مسئله دفاع ازیک نقطه ثابت خیلی مشکلتر از دفاع درشرایط بدون وابستگی به زمین خاصی بود .درنتیجه دربرخوردهای خونین بین کشاورزان ومهاجمان عموماً کشاورزان قتل وعام می شدند .

ضعف نظامی واهمیت دفع تجاوزات ، کشاورزان رابه تفکر واداشت تا راهی برای مقابله بیابند .انسان روستا نشین به تجربه آموخت که برای دفاع می تواند ازعوارض طبیعی زمین استفاده مفیدی بکند. این عوارض شامل رودخانه ، کوه ، دره، دشتهای وسیع خشک، جنگلها و . . . می شد.وکشاورزآموخت که چگونه ازآنها بهنفع خود استفاده بکند وتلفات خودرابه حداقل برساندو همچنین برای ساخت روستاهای جدید جاهایی راانتخاب کند که حداقل ازیک طرف توسط یک پدیده طبیعی محافظت شود. اما همیشه مانع طبیعی جلو دار تهاجم نبود وانسان کشاورز شروع به ایجاد موانع مصنوعی کرد نخستین موانع دفاعی انسانی راشاید بتوان دیوارها وحصارهای چوبی دانست که انسان درجلوی محل زندگی خود می ساخت وآغازی برای ساخت دیوارهای عظیم دفاعی بود که سمبل جهانی آن دیوار چین می باشد.

اما این موانع به تنهایی گره گشا نبودند وانسان کشاورزدریافت که باید بیشتر به همکاری بین خود اهمیت بدهند و برای موفقیت دربرابردشمن هماهنگی بیشتری داشته باشند. وبه این ترتیب پایه های محکمی برای سازمان و نظام منطقی بین نیروهای درگیر جنگ وسلسله مراتب فرماندهی ایجاد شد که همچنان هم درحال تکامل می باشد.

همچنین تاکتیهای دفاعی متنوعی بسته شرایط ابداع شد که بتوان باحداقل نیرو وتلفات ، خسارات زیادی به دشمنان واردنمود.

کشاورزان درهنگام فصل استراحت خود بی کار ننشتند و درکنار دیگر اقدامات دست به تولید سلاحهای محکم ومقاومی زدند که درساخت آنها از پیشرفتهای علمی استفاده می نمودند وهمچنین نوعی سلاحهای تدافعی ساختند که به صورت تله
 

هایی ناپیدا برسر راه مهاجمان کارگذاشته می شد وبدون دخالت مدافع وباتحریک آن توسط فردمهاجم واکنش نشان می داد ویا باحداقل نیروی انسانی به کار گرفته می شد .

ازاین نوع سلاحها می تواند به صفحه های فلزی دارای نوکهای تیز اشاره کرد که با پا گذاشتن برروی طنابی فعال شده و با جلو آمدن به سمت مهاجم به او حمله می نمود ویا نوعی نیزه اندازکه با تحریک شدن اهرم آن اقدام به رها سازی پیکانهای نوک تیز خود به سمت مهاجمان می شد.

این سلاحهای پنهان موجب ناامن شدن راههای نفوذ مهاجمان می شد و هرچند آنان رامتوقف نمی ساخت اما با وارد آوردن تلفات باعث کندی حرکت آنها وتضعیف روحیه آنها تا روستاها می شد.

با گسترش روستاها ، نخستین شهرها ایجاد شدند که دراین شهرها دیگر همه مردم به کشاورزی مشغول نبودند ومشاغلی مثل فروشندگی ، آهنگری و. . . ایجاد شده بود که هریک بخشی از کارهای سابق وروزمره روستائیان رادرقبال وجه انجام می دادند ودرعوض از فشار کار مردم کاسته می شد و دارای وقت بیشتری برای زندگی بودند.

مشکلات زندگی شلوغ شهری و سایر عوامل بیرونی باعث ایجاد نخستین حکومتها شد که مردم آنها را انتخاب کرده بودند .

کدخداهای دیروز وحاکمان امروز برای حفظ سلطه ودستگاه حاکمیت خود نیازداشتند که هم حملات خارجی رادفع کنند وهم امنیت داخلی رابرقرار نمایند .لذا عده ای رابه طور تمام وقت استخدام نموده که ماموریت کنترل وامنیت داخلی رابرعهده گیرند وحقوقی برای آنها ازمالیاتهای مردم درنظر گرفتند. همچنین این افراد درزمان تهاجم هسته اصلی نیروهای مقاومت راتشکیل می دادند که با کمک مردم تقویت می شدند. این افراد نخستین نیروهای مسلح به معنای واقعی کلمه محسوب می شدند .

با تثبیت شغلی محافظان امنیت ، آنها به طور مستمر وشبانه روزی درارتقا سطح کیفی مهارتهای خود وایجاد استحکامات دفاعی متنوع وروشهای نو دفاعی وتله های متعدد به مرور قلعه هایی به وجود آمد که باوجود مدافعان حرفه ای و استحکامات قدرتمند برای مهاجمان غیر قابل نفوذ شده بودند به طوری که با تهاجم مستقیم امکان موفقیت وجودنداشت و فکری خلاق به کار می آمدنه نیرویی زیاد.

مثال استحکامات دفاعی بابل و حمله کوروش به این شهر وتصرف ناباورانه شهر باکمترین تلفات به خوبی وضع راتوضیح خواهدداد.

اختراع منجنیق

 

مهاجمانی که درمقابل موانع دفاعی قرارمی گرفتند به خوبی به ضعف تسلیحات خودرادربرابراستحکامات حس می کردند وتصرف یک قلعه مستحکم ودارای نگهبانانی حرفه ای وباانگیزه مستلزم صرف وقت وافراد بسیاروتلفات بسیاربالای انسانی درمقابل عده معدودمحافظان بود.

محافظان ازروشهای متنوعی مثل ریختن آب داغ ازبالای برج به پایین ، تیرباران کردن مهاجمان از زوایای خاصی ، غلتاندن سنگ های بزرگ ازمجراهای تعبیه شده دردیوارها، آتش زدن موادسمی بادود سنگینتر ازهوا و. . . تلفات سنگینی باحداقل خسارتبه مهاجمان وارد می کردند که این حجم تلفات وعوامل آزاردهنده ای مثل سرما و یا خشکی هوا باعث شکسته شدن بسیاری ازمحاصره ها وبی نتیجه ماندن تهاجمات می شد.

مهاجمان درپی یافتن راهی جهت انهدام موانع دفاعی ودیوارها برای تصرف شهر بودندو همیشه هم تاکتیک ونیرنگ کارگشا نبودند. هرچندامروزه دیواره های دفاعی مانعی برای نیروهای امروزی به حساب نمی آیند اما برای آن زمان دیوارهای دفاعی یک مانع بزرگ وگذشتن ازآنهایک هدف استراتژیک درعملیات محسوب می شد .وهیچ یک ازسلاحهای متعارف آن روز ازقبیل تیروکمان وشمشیر ونیزه قادر به صدمه زدن به آن نبود و طبیعتاً برای تخریب آن با وسایلی مثل بیل و کلنگ زمانی وجودنداشت وممکن نبود.

تخریب این استحکامات نیاز به سلاحی دوربرد ودارای انرژی جنبشی بسیار زیاد داشت وافرادبسیاری برای ساخت آن تلاش می نمودند وسرانجام پس ازسالهای مدید تجربه وتلاش این سلاح ساخته شد .

این سلاح جدید که براساس اصول بسیار ساده ای طراحی شده بود از نیروی کشش بازوی قابل انعطافی برای واردآوردن نیروی جنبشی به تکه سنگهای بزرگ وپرتاب آنها به سمت دیوارها استفاده می نمود.منجنیق نامیده شد.

این سلاح باآغاز حمله با صدمه زدن شدیدبه دیوارها وبرجهای نگهبانی معبرهایی رابرای گذرکردن نیروهای زمینی ایجادمی ساخت تا نیروهای پیاده بتوانند بودن برخورد با موانع مهمی به شهر راه پیدا نمایند.

منجنیق سلاحی کم برد وکم اثر درمقایسه باامروز بود اما درآن زمان چنان تاثیر گذار بود که به سرعت انواع مختلفی ازآن توسعه یافت و گلوله های مصرفی آن تنوع بسیاری پیدا نمود.

مداغعان هم بادیدن اثر مخوف این سلاح بر استحکامات به سرعت آن رابه خدمت گرفتند که بااستقراآن برروی مقرهایی ویژه برروی دیوارها ازآن برای هدفگیری وانهدام تجهیزات دشمن ، مراکز تدارکاتی خط مقدم، مراکز تجمع نیروهای پیاده دشمن و منجنیقهای دشمن استفاده می کردند وبه نوعی تاکتیک آتش وضد آتش امروزی راکه درنیروهای توپخانه (منجنیق هم زمان گذشته حکم توپخانه زمان خود را داشت ) متداول است اجرامی کردند.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 13:9  توسط کریم  | 

انگیزه های جنگ

انگیزه های جنگ

 

 انگیزه تهاجمات انسانی دردوران نخستین ، در اکثر موارد ربودن حاصل دست رنج دیگر انسانها توسط افرادی بود که خود حاضرنبودند به تهیه لوازم زندگی بپردازند و بهترین راه به دست آوردن آنها راغارت وجنایت می دانستند.

 جدا از این انگیزه ، انگیزه دفاع از جان خود وخانواده هم دربرابر خطرات باعث ایجاد نوعی انگیزه تهاجمی می شود که بیشتر به صورت حمله پیش دستانه صورت می گیرد که درآن مثلاً انسان با رویت جانور وحشی ای درمنطقه زندگی خود احتمال حمله این حیوان رابه خود ویا دیگر اعضای خانواده و یا تاسیسات محل زندگی و آذوقه مواد غذایی رامی دهد وقبل ازاین که منتظر حمله حیوان بماند ، خود سلاح به دست گرفته و حمله را آغاز می نماید تا حیوان را از پای درآورد. 

 با پیشرفت زندگی اجتماعی ، زندگی نامنظم انسانها به سمت نظم رفته ودسته های کوچکی به نام قبیله ایجاد شدند که اکثراً با هم پیوند خونی داشتند و با اهلی کردن حیواناتی مثل گاو، گوسنفد و. . . شغل دامداری پدید آمد که این شغل باعث شد بسیاری ازنیازهای اولیه انسان راحتتر تامین شود.امادرمقابل دامها نیازمند نگهداری وتغذیه بودند که زحمت داشت ،  وبرخی انسانها قید این زحمت را زده واز راه دزدی نیاز خود راتامین می کردند این دسته نخستین گروه های دزدی راایجاد کردند وباتقابل با دامداران پرداختند واین تقابل باعث درگیری های خونینی می شد.

 جداازاین مسئله دامداری وابسته به وضعیت مساعد زمین وهوا بود و باایجاد شرایط خشن آب وهوایی برای یک قبیله مانند خشکسالی ، سیل و. . . دامها دچار تلفات شدیدی می شدند ودربعضی از موارد نیاز به مهاجرت به علت شدت تلفات وبدی محیط اجباری می شد . لازمه این مهاجرت ورود به محدوده قبیله های دیگری بود که دچار این مشکلات نبوده و محیط مناسبی برای دامداری داشتند .اما خود این قبایل نیز وابسته به دام های خود بودند و بنابراین اصلاً حاضر به پذیرش تعددی به منابع خود نبودند واین مقاومت طرفین به رو در رویی دو قبیله ویا مجموع چند قبیله متحد می انجامید که به نبردی خونین و درنهایت نابودی یکی از طرفین ختم می شد.بنابراین منابع طبیعی وخام مورد نیاز انسان نیز عاملی برای ایجاد جنگ بین کسانی می شد که ذاتاً مانند دزدان نبودند .

 با شروع کشاورزی که لزوم آن مقید بودن به زمین بود برانگیزه های درگیری بین انسانها افزوده شد،  زیرا انبار کردن ملزومات زندگی و امکانات توسط کشاورزان نقطه چشم گیر و همچنین هدف ثابتی برای راهزنان و همچنین دامداران صدمه خورده از آسیب های طبیعی و یا شکست خورده توسط قدرت دیگری بود . اولین زایش انگیزه از این درگیریها که برای منابع مادی موردنیازبرای زندگی روی می داد ، انگیزه خونخواهی بود قبیله مورد هجوم که با انگیزه مادی مورد حمله قرار گرفته بود برای این که مرگ سخت و گاهاً مظلومانه عزیزان خود به خصوص زنان وکودکان خود را زیر دست و پای مهاجمان از یاد ببرد به تقویت خود پرداخته و در لحظه مناسب نه با انگیزه مادی بلکه با انگیزه خونخواهی و انتقام به حریف حمله می نمود و برای التیام زخمهای خود به کشتار وحشیانه زنان وکودکان و مردان باز هم بیگناه می پرداخت وبه خیال خود انتقام می گرفت و وجدان خود راراحت می کرد اما این بار نوبت حریف بود که دچار این انگیزه شود و بازی رابرعکس تکرار کند . به مرور این انگیزه تقویت شده و گسترش یافته و امروزه ما مشاهده دوملت همسایه درجای جای این کره خاکی هستیم که به صورت دشمن خونی هم درآمده و به دفعات به هم هجوم می آورند .

 درکنار انگیزه خونخواهی ، به مرور زمان انگیزه های دیگری نیز رشد کردند که مهمترین آنها تفاوتهای فرهنگی ، تضادهای دینی ، تعصبات قومی ومسائل ارضی و اقتصادی کلان هستند و هر یک به تنهایی قادر می باشند که دو ملت را تا خرخره در باتلاق خون و نیستی غرق نمایند .

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:35  توسط کریم  | 

سیر تکاملی سلاح (2)

سیر تکاملی سلاح(2)

 

پیدایش سلاح و تاکتیک (هنرمبارزه)

تشکیل نخستین حکومتها

 

به مرور درگیری های انسان باانسان به مرحله ای رسید که انسانهای خسته از این موارد رابه فکر چاره ای اساسی انداخت آنها به روشنی دریافتند که باید کسی باشد که که قدرت وتوان مدیریت او وهمچنین نفوذ او بین مردم نقش پشتیبان رابرای آنها ایفا کند.

درگام اول دسته جاتی که بارشد جمعیتی وهمچنین اجتماعی انسان گردهم جمع آمده وازطرق مختلفی به هم وابسته بودند (قبیله خوانده می شدند ) ازمیان خود ریش سفید ومعتمدی که درمیان همه احترام داشت وحرف او راهمه به عنوان حکم قبول می نمودند انتخاب نموده تابه مسائل داخلی قبیله که بابزرگ وگسترده شدن روابط به اجبار پیش می آمد داوری نماید وهمچنین دربرخوردهای آنها با قبایل دیگر که به انگیزه های گونا گون ایجاد می شد آنها راراهنمایی نماید .

این ریش سفیدان هم به مثابه رهبرسیاسی عمل می نمودند وهم درمقام قاضی عدالت رااجرامی ساختند و هم درمقام یک هدایت کننده نظامی به ساخت ابزار آلات جنگی وبررسی وایجاد روشهای نوین مقابله وتهاجم می پرداختند وبه عبارتی آنها نخستین شاه های کوچک ، نخستین قضات ، نخستین فرماندهان جنگی و. . . بودند.

درابتدااین راه حل مثمر ثمر بود اما به تدریج باگسترش قبایل وهمچنین انگیزه های جدید تهاجم (درمورداین انگیزه هاودلایل ایجاد آنها دربخشی جدا صحبت خواهیم کرد)وهمچنین پیچیده شدن رورابط بین قبایل و حتی درون خود قبایل دیگر رای این ریش سفیدان کارایی نداشت و آنها حریف مشکلات نمی شدند زیرا عوامل اجرایی و کنترلی وقوانین مشخصی رادراختیار نداشتند وتوانایی ایجاد این ابزارها راهم نداشتند.

لذا لزوم یک رهبری واحد ومنسجم درمقیاس بزرگتری که عوامل اجرایی رادراختیار خود داشته باشد  موردنیازبود که بتواند پاسخگوی مشکلات وسرکشی های دائمی داخلی وخارجی باشد. 

مورخ وحماسه سرای بزرگ ایران فردوسی به خوبی این روند تحولی را به روشنی دربه شاهی رسیدن کیومرث نخستین شاه سلسله پادشاهی ایران اسطوره ای ، بیان نموده است .

مردم ایران خسته از درگیری های خردکننده ودرمانده به فکر افتادندکه شخصی رابیابند که بتواند با خرد وتدبیر وهمچنین نیروی بدنی وجنگاوری خود ازآنها حمایت نماید واین خصلتها رادرشخصی به نام کیومرث یافته و او رارهبر خود نمودند .این رهبر وسایر رهبرانی که درمناطق مختلف جهان انتخاب می شدند نخستین تجربه حکومت راایجاد نمودند وبه سرعت درپی وضع قوانینی برای کنترل وضع جامعه وجلوگیری ازتعددی بین مردم وسازمان نیروهای مسلح برای حفاظت از محدوده جغرافیایی زندگی خود برآمدند .

 نیروهای مسلح دراین دوره رانمی توان واقعاً نیروی مسلح نامید زیرااین نیروی مسلح صرفاً از مردم عادی تشکیل می شد که برای دفع خطر به فرمان رهبر خود گردمی آمدند وبا آموزش مختصری راهی نبرد می شدندوپس ازدفع خطر به زندگی عادی ومعمولی خود بازمی گشتندو هنوز تا ایجاد ارتش به معنای واقعی کلمه فاصله زیادی وجودداشت.

 نخستین درگیری ثبت شده که یک حداقل طرف آن دولتی ایرانی بوده است  درشاهنامه به نام کیومرث (نخستین شاه پیشدادی) آمده است ، این نبرد  به رهبری سیامک ، فرزند شاه بادیوان (دشمن) درگرفت که درطی آن سیامک درنبرد تن به تن باسپاه دشمن کشته شد و شکست نصیب ایرانیان شد.


کشف آتش وتولدسلاحهای سرد

 
 واقعه ای که زندگی انسان راتغییر داد وآن را وارد یک مرحله تازه کرد ، کشف آتش بود که درشاهنامه فردوسی کشف آن به هوشنگ دومین شاه ازسلسله پیشدادیان نسبت داده است که این مطلب به طور خودکار سابقه دولت ونظام حکومتی رابه دوران عصر سنگ می رساند اما درتاریخ نگاریهای غربی ایرانیان رابه عمد بربرخوانده وتشکیل نخستین دولت ایرانی مقتدر رادرقرن هفتم پیش ازمیلاد به مادها نسبت داده اند درحالی که می توان دوره قبل از مادها رامثل دوره ای که پس از هخامنشیان ودر ادامه دوره پس از ساسانیان رادوره ای دانست که درآن ایران خسته وزخم خورده از تهاجمی ویرانگر به آرامی درپی تجدید ساختار حکومتی خود بوده است و یا می توان این خلاء راناشی از نبود اسناد ومدارک دانست همان گونه که فردوسی درموردفقدان اسناد ومدارک از اشکانیان که 480سال برایران حکومت کردند ( قابل توجه مورخانی که ازنوع تشکیلات حکومتی اشکانیان انتقاد می کنند وآن راپست و ناکارآمدمی داند - بیش از هر سلسله ای که پس ازمادها برسر کار آمدند- ) می گوید.

 کشف آتش خواه درعصر هوشنگ شاه ایرانی و یا هر کس دیگری درزندگی انسان ، درهمه زمینه ها اثرات مهمی گذاشت . انسان با کشف آتش توانست برای ساخت ابزار سنگ رابه دور انداخته و ازفلزات که کار باآنها راحتتر بود روی بیاورد .زیراباآتش می توانست آهن وسایر فلزات رااز طبیعت استخراج وبرای ساخت ابزار به خدمت گیرد .استفاده ازفلز به ساخت وسایل زندگی محدودنشد و به سرعت انسان برای ساخت اسلحه های سبکتر ، مقاومت تر ، متنوعتر به فلز روی آورد .باساخت سلاحهای فلزی نیروهای درگیر درزد وخورد ها دچار تحولاتی اساسی شدند ونیروی رزمی آنها به سرعت بالا رفت.به مرور انسان دریافت که با مخلوط کردن چند فلز و ساخت ترکیبی جدید می توان به فلزی دست یافت که خواص استحکام و ایستادگی بالاتری نسبت به دوفلز اولیه را دارا باشد. برهمین اساس علمی رشدنمود که باانجام فرایندهای خاص که درآن زمانها ازنظر اساتید این حرفه جزو اسرار شغلی وحکومتی بود ( همانند تکنولوژی های پیچیده نظامی امروزه ) فلزهایی تولید می کرد که استحکام بالایی داشته و با ایجاد روشهای متنوعی درمراحل ساخت استحکام نهایی سلاح فلزی را بیشتر می نمود که درمیدان جنگ هنگامی که دوحریف ازنظر مهارت وچابکی باهم برابر بودند استحکام وبقا پذیری جنگ افزار طرفین به نقطه قوت وتعیین کننده نتیجه نبرد تبدیل می شد.روند روبه رشد وتکاملی سلاح سرد تنها بامعرفی سلاحهای گرم وآتشین متوقف شد، اما علم ترکیب فلز همراه باسلاح سرد به تاریخ نپیوست وحتی با افزایش تصاعدی توان آتش وگرمای زیادسلاحهای آتشین برای تطابق با نیازمندیهای این خانواده از سلاحها پیشرفت خود راحتی با روند سریعتری دنبال نمود.

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 20:48  توسط کریم  | 

سیر تکاملی سلاح 1

سیر تکاملی سلاح(1)

 

پیدایش سلاح و تاکتیک (هنرمبارزه)

 

مقدمه

 

دردوران آغازین زندگی بشر ، انسانها درقالبهای اجتماعی پیچیده وگسترده زندگی نمی کردند ودرگروههای کوچک ودرپناه غارها روزگار می گذراندند.به همین علت مفاهیمی مثل امنیت ، دفاع ، تسلیحات و. . . مانند امروز پیچیده ودارای بعدهای گوناگون ونیازمند تخصص خاص وگروهی خاص نبود. این انسان تنها دشمن بالقوه خویش راحیوانات درنده وبلایای طبیعی می دانست . اما خود فاقد توانایی طبیعی برای مبارزه بااین مسائل بود .برای درامان ماندن از طبیعت از پناه غارها مدد می گرفت .اما برای مقابله با حیوانات وحشی نیازمند ابزار بود. میل به بقا درانسان او را درپی حل این مشکل کشاند و درقدم اول این انسان با استفاده از طبیعت ابزار وسلاح خود راتامین می نمود. مثلاً از چوبهای بلند جنگل و یا تکه سنگهای کوه برای ضربه زدن و دور نمودن دشمن خود استفاده می نمود . و ی دریافت از این چوب دستی ساده می توان برای شکار حیوانات کوچکتر استفاده کرد و روزی راتامین نمود .

 باکسب تجربه وتکامل دانش بشر ، او توانست درشکل طبیعی ابزار خود تغییراتی به وجود آورد چون به تجربه دریافته بود که نوک تیز سنگها برای پاره کردن گوشت بدن حیوانات انرژی و توان کمتری طلب می کند و ازفاکتور وزن سلاح که برای وارد آوردن نیروی کافی برای ازپادرآوردن حریف نیاز بود بکاهد که به نوبه خود کاهش وزن سلاح را به دنبال داشت . انسان شروع به نوک تیز کردن نوک سنگها وچوبهای خود نمود و با تفکیک دوقسمت برنده و دسته که دردست کاربر قرار می گرفت نخستین چاقوهای ابتدایی ایجاد شد درادامه با تعبیه یک دسته بلند چوبی اولین سلاح واقعی ساخت بشر ، که نوعی نیزه بود به وجود آمد .

 این سلاح جدید با ترکیب جدید خود دارای مزیتهایی نسبت به دیگر معاصران خود بود و دیگر نیاز به تماس تن به تن باهدف نبود و برد سلاح به اندازه طول دسته خود افزایش یافته بود و این افزایش فاصله مساوی بود با احتمال بیشتر زنده ماندن و ایمنی بیشتر .

انسان با پرتاب روبه جلوی نیزه به سمت شکار و از فاصله چندین برابری دسته با تجربه جالبی روبرو شد . پرتابهای متعدد نیزه توسط جنگ جویان و مدافعان به صورت مکرر باعث آشنایی ودرک عمیقی ازنحوه تبدیل انرژی پتانسیل بدن به انرژی جنبشی نیزه و اثرات آن بر بدنه حریف شد که مقدمه ظهور نخستین سلاح نسبتاً دوربرد و دقیق جهان یعنی تیر و کمان شد.

کم کم انسان توانست بااستفاده از تراش سنگ انواع سلاحهای محکم وکاری راپدید آورد که هر یک به درد کاری مخصوص می خوردند .(چماقهای سنگی برای ضربه های محکم زدن ، نیزه های بدنه چوبی ویا دارای نوک سنگی برای پرتاب و سوراخ کردن بدن هدف ، سنگهای تیز کوتاه برای بریدن تکه هایی گوشت ویا درگیری نزدیک و. . . ) کم کم حرص وطمع انسان آنها را به دستبرد به هم دیگر وا داشت مقابله با این دشمن خطرناک وزیرک نیاز به سلاحهای بهتری داشت ولذا سلاحهای سنگی به سمت صیقلهای باکیفیت تر رفته وسلاحهای سنگی بازحمت زیاد سازندگان پیشرفت زیادی کردند .

 شکل سلاحها براساس نیازهای انسان تغییر می کرد و بین پیشرفتهای چشمگیر وقابل توجه مدتها فاصله می افتاد . ضمن این که اثرات ذوق و هنر انسان ها را نیز نمی توان درساخت این سلاحها نادیده گرفت وآنچه هم اکنون از زیر خاکها کشف می گردد نمایانگر هنر این سلاح سازان است.

 انسان که درآغازدرمقابله بادشمنان خود مستقیماً ورودررو به استقبال خطر می رفت دریافت که با شناختن خصوصیات دشمن ومهاجم ویا شکار می تواند روشهایی راایجاد کند که راحتتر به مقصود خود برسد وزمان وانرژی کمتری مصرف کند . این روشها که بیشتر عبارت ازنوع حمله وطرز استفاده از سلاح بودپایه گذار هنر جنگیدن و به زبان امروز ما تاکتیک شد.

نخستین تاکتیها مثل کمین وتله گذاری و. . . درشکارها استفاده شد وانسان با مشاهده تاثیر مثبت آنها تشویق شد که درکامل کردن وایجاد روشهای جدید بکوشد.

شروع نبردهای انسان با انسان به علت اینکه طرفین باتفکر وهوش خود اقدامات حریف را خنثی وباحیله های جنگی طرف مقابله می کرد به سرعت درتاکتیها وهنر جنگیدن تحول ایجاد کرد وآنها راپیچیده ترمی ساخت وهم اکنون هم این مسابقه شوم درابعاد وسیعی ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:36  توسط کریم  | 

علت وجود سلاح درزندگی انسانها

علت وجود سلاح درزندگی انسانها

 

دوستان آیا تابه حال ازخود پرسیده اید که زندگی بدون وجودسلاح ممکن است یانه ؟بعضی ازدوستان ممکن بگویند که یک زندگی وجهان بدون سلاح ، یک جهان رؤیایی وسبز است و دیگر سرپرست خانواده ای به نحو غمناکی نخواهد مرد وپدران دیگر برسر پیکر بی جان فرزند گریه نخواهند کردوسربازان درفراق مرگ همسران بیگناه خود نخواهند سوخت ودریک کلام دیگر جنگ ومسائل جانبی آن که عموماً ازخود جنگ دردناکتر و دلخراشتر می باشد ( درحالی که صحنه جنگ باتمام کریه المنظر بودن خود جایی برای بروز استعدادها، شجاعتهای فراانسانی، ایثاروحتی ساختن سنگ بنایی برای موفقیتهای آینده است) ، وجود نخواهد داشت.

اما با تمام این خیالهای زیبا زندگی برای انسان بدون اسلحه امکان پذیر نیست .انسان برخلاف سایر جانداران برای بقای خود به طور طبیعی مجهزبه ابزار دفاعی مناسبی نیست و برای دفاع از جان خود دربرابر جانوران درنده و سایر عوامل طبیعی نیازمند ساخت ابزار دفاعی مناسب است. برای دفع حیوانات درنده و عوامل محیطی اسلحه های پیشرفته ای نیاز نیست و با سلاحهای اولیه نیز می توان از پس این خطرات برآمد اما انسان بادشمنی روبرو است که از همه این دشمنان خطرناک تر و موذی تر است که چیزی نیست جز خود انسان .

بله خطرناک ترین دشمن انسان همنوع خوداو است زیرا دارای قدرت تعقل و زیرکی وهمچنین حرص و آز پایان ناپذیری است که از او رقیبی ویرانگر می سازد .

هرچه قدر هم که انسانهای یک جامعه ویا کشوری صلح طلب و آرام و قانع به داشته های خود باشند باز هم دارای منابعی هستند که چشمان پر طمع همسایگان بر آنها چشم دوخته و برای به دست آوردن آنها از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد و اگر هم این صلح طلبان با آنها مماشات کنند نه تنها مشکل حل نشده بلکه طمع دشمن را زیاد کرده و دشمن برای تملک منابع قطعاً برای نابودی کامل صلح طلبان برنامه ریزی خواهند کرد واگر اقدامی صورت نگیرد حتماً این کارراخواهند کرد .پس می بینیم که زیستن صلح آمیز انسان وجودندارد ( حداقل تاوقتی که انسانهایی وجوددارند که برای منافع خودازهیچ جنایتی فروگذار نخواهند کرد) لذا انسان نیازمند داشتن سلاح ومهمتر از آن دانش به کاربردن صحیح و موثر دارایی خود دربرابر دشمن است .

قبلاً گفتم که انسان باسلاحهای اولیه خود از پس حیوانات وحشی برمی آمد اما دشمن زیرک او انسان ، فکر می کرد ، نقشه می کشید وحتی برای پیروز شدن سلاحهای بهتر می ساخت و یا اینکه روشهای بهتری و یا موثرتری برای کاربرد سلاحهای خود پیدا می کرد. پس لازم بود که پیوسته سلاحهای بهتر وبهتری ساخته شود وروشهای جنگیدن کاملتر و موثرتری تدوین شود .که این امر باعث ایجاد رقابتی تسلیحاتی می شد .

درحقیقت رقابت تسلیحاتی امری مخصوص دنیای امروز ما نبوده است و از گذشته های دور وجودداشته است ، اما ابعاد بسیار کوچکتر وکم هزینه تری برای دولتها ومردم کشورهاداشته است.

 

در بخشهای آینده به روند تکاملی سلاحها و تاکتیهای نظامی خواهیم پرداخت و در ادامه به معرفی سلاحهای متعارف روز خواهیم پرداخت و درحد امکان تاریخچه ای نیز برای هر دسته ذکر خواهد گردید.    

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 19:44  توسط کریم  | 

تعریف چند واژه ای که درمبحث جنگ افزارزیاد با آنها روبرو می شویم

تعریف چند واژه ای که درمبحث جنگ افزارزیاد با آنها روبرو می شویم

 

تعریف نیروهای مسلح

نیروهای مسلح به افرادی گفته می شود که بااجازه قانون مجازبه حمل آشکار سلاح درجامعه هستند وبراساس ضوابطی مجاز به استفاده ازآن هستند .

 وظیفه این نیروها حفظ ثبات وامنیت نظامی ودرصورت نیاز مقابله باهرگونه تهاجم وتجاوزبه مرزها می باشد.

 

تعریف سلاح

 وسیله ای که با آن نیروهای مسلح می تواند ازجان خود محافظت کرده ونیروهای دشمن راازبین ببرند، سلاح نامیده می شود وبه دودسته کلی سلاحهای سردو سلاحهای گرم تقسیم می شوند .

 

تعریف دفاع

 به مجموعه اقداماتی که موجودات زنده برای حفظ و حراست ازحیات خود دربرابر خطرات محیطی که به منظور تقلیل یا دفع تجاوز صورت می گیرد، دفاع می گویند. انواع دفاع عبارتند از

1- دفاع غریزی

2- دفاع آگاهانه

 

تعریف دفاع غریزی

این نوع دفاع به صورت ناخودآگاه انجام می شود که دفاع غریزی نام دارد وبین حیوان وانسان مشترک است. مثلاً اگر خورشید به چشم ما بتابد مابی اراده چشم خود رامی بندیم و مثلاً خرگوش به محض مشاهده دشمن خود روباه بی درنگ فرار می کند.

 

تعریف دفاع آگاهانه

دفاع آگاهانه برخلاف دفاع غریزی که بین همه موجودات زنده مشترک است ، مختص انسان می باشدو دوتفاوت عمده نسبت به دفاع غریزی داردکه عبارتند از:

1- هدف انسان ازدفاع برای حفظ جان، اعتقادات ومیهن خویش است.

2- انسان براساس قدرت تفکر ، تعقل ویادگیری های فبلی باخطرات مقابله می کند.

دفاع آگاهانه مشتمل بردونوع است .

1- پدافند غیر عامل

2- پدافندعامل

 دفاع بهینه ترکیب وتلفیقی از این دونوع دفاع است .تکیه برهریک از دونوع ودرهرمقیاس( ملی ، منطقه ای ، ناحیه ای وسایت) بستگی به امکانات موجود از نظر نیروی انسانی ، شرایط اقتصادی ، شرایط طبیعی ، ویژگیهای کالبدی ، شرایط اجتماعی ، شرایط فرهنگی و. . . داردو براساس میزان استفاده از هریک از انواع دفاع درکشورهای مختلف ، مناطق متفاوت وطرحهای گوناگون ، متفاوت است.

 درهرصورت هرچه بهره گیری ازدفاع غیرعامل ضعیف شود باید از دفاع عامل استفاده کردوبالعکس.

 

تعریف پدافند غیرعامل (Passire Defence )

 دفاع غیرعامل مجموعه تهمیدات وطرحهایی است که بااستفاده از ابزار و شرایط وحتی المقدور بدون نیاز به نیروی انسانی به صورت خودبه خودی توان دفاعی مجموعه رادرزمان بحران افزایش داده وپیامد های بحران راکاهش می دهد.همچنین امکان بازسازی مناطق آسیب دیده راباهزینه کم تر ودرزمان کوتاه تر فراهم می آورد.

 

 طرحهای پدافند عامل قبل از انجام مراحل تهاجم ودرزمان صلح تهیه واجرامی گردد وباتوجه به فرصتی که برای تهیه چنین طرحهایی درزمان صلح فراهم می آید این تهمیدات قابل به کارگیری در کلیه مراحل پروژه های جدید ازجمله مکان یابی وطراحی ها خواهندبود و چنانچه این تهمیدات درمتن طراحی ها لحاظ شوند علاوه بر کاهش شدید هزینه ها کارایی این گونه طرح ها راافزایش خواهندداد.

درجهت اجرای طرحهای بهینه دفاع غیرعامل ، تلفیقی از طرحهای اختفاء ، استتار ، فریب وطرح پوششی عملکردObscaration  که مجموعاً تحت عنوان طرحهای ( OCDO) نامیده می شونند ضروری می باشد.

 طرحهای پدافند غیر عامل شامل مباحثی مانند اختفا (Concealment ) ، استتار(Camouflage)، فریب (Decealment) ، موانع ، پراکندگی ، دسترسی ها واستحکامات(Fortifications)می شوند.

 

تعریف اختفا(Concealment)

 اختفا به معنی نگاه نکردن ویا مخفی شدن درمقابل دیددشمن می باشد وبااختفا می توان بدون شناسایی شدن به دشمن نزدیک شد.

 

تعریف استتار(Camouflage)

 اسستار به معنی ندیدن دشمن ویامشابه سازی خود وتجهیزات با محیط اطراف ، به گونه ای که باعث جلب توجه دشمن نشود.

 

تعریف فریب (Decealment)

 فریب به معنای استنباط اشتباه دشمن مطرح می شودمثلاً درجلوی نیروهای دشمن به ازای 4 سنگر واقعی 15 سنگر خالی ساخته می شود که دشمن رادرتخمین میزان استعداد نیروهای خودی به اشتباه بیندازد.  

 

تعریف دفاع عامل

دفاع عامل با برنامه ریزی مدیریت بحران وباتکیه برنیروی انسانی متخصص وفعال درحین تهاجم صورت می گیرد.

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:3  توسط کریم  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:1  توسط کریم  |